X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
سلام علی ال یاسین
 
آرشیو
چهارشنبه 2 آبان‌ماه سال 1386
سلام علی ال یاسین ----۵۶

یا صاحب الزمان . ................

فقط .............

فقط .................................

امشب عزیز دل ما رو دریاب .

تو را به شب اول قبر مادرت زهرا . امشب عزیز دل ما رو دریاب ..................

آقاجون همه میگفتن :

خش خش حضورتان سبب دلخوشی کسی است        و این دل خوشی غریزی هیچ توجیهی ندارد

پس آقاجون عزیز دلمون رو دریاب . دریاب ...........التماس . التماس 

 آقاجونم ........ با صدای زنگ تلفن و جیغ مادرم از توی رخت خواب بلند شدم .

من و مادر پیک داغی بودیم که جانها را بر لب رساند ...زدیم از خونه بیرون و رفتیم خونشون . مادرش .خواهرش ... هنوز منتظر بودن تا از بیمارستان بیارنش . یا خبر کنن کدوم بخش بردنش .... مامان پشت در خونشون یه نگاه کرد به من و گفت تو با این چشما اول توو نیا  . بزار اول من آروم بهشون بگم ........

آقاجون صبح اولین چیزی که به چشمم رسید . پرچم اسامی ۵ تن آل عبا بود که بالای سر تختش برای گرفتن شفاش نصب شده بود . ولی.......

آقای من وقتی دخترش رو که از کنار جسم بی جان مادرش اومده بود در آغوش کشیدم .تازه .کمی معنی بی مادر شدن رو با سوزشی عمیق درک کردم .......

 

آقای من شب چهارشنبه پر کشید . شبی که همه متوسل می شدیم به چهارده معصوم و عاجزانه طلب شفای خیر براش می کردیم ......

مادرش از صبح تا به حال میزد به صورتش و اسم مادرتون رو فریاد میزد . یه سوال داشت ........... که اینجا ناگفتنیست . ولی شما آقای من که شنیدین ........ ولی ای کاش منهم درک میکردم جوابش رو .........

مادرم میگفت . حاج خانم یادت که میوفته به کارهاش . سرت رو بلند کن و خدا رو شکر کن که پیشش روسفید شدی که چنین گلی رو تحویلش دادی . باید افتخار کنی ............

آقای من . به همسر عاشقش به فرزندان عاطفیش صبر بده

شنیدن جمله ی تسلیت عرض میکنم ..... جام زهریست که به کام همگیمان می ریزند . هنوز برامون باور کردنی نیست .

 

توکلم بر خدا 

و به امید دستهای یاریگر تو یا اباصالح المهدی(عج)

 

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 158258


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها